X
تبلیغات
گروه هنري مقيم در مچاله - آسیب شناسی مکتب سقاخانه

گروه هنري مقيم در مچاله

بخش مقالات

آسیب شناسی مکتب سقاخانه

 

 حمید اسدزاده

 

مقدمه

.....

فصل اول ؛

شناخت و برسی مکتب سقاخانه

تعریف لغوی مکتب سقاخانه....

نام گذاری مکتی سقاخانه.....

نحوه شکل گیری مکتب سقاخانه....

هنرمندان مکتب سقاخانه .......

جهان بینی مکتب سقاخانه......

 

فصل دوم ؛

اسیب شناسی مکتب سقاخانه

رابطه هنر دینی و مذهبی با سقاخانه.....

رابطه هنر صناعی با سقاخانه.....

رابطه رمز با هنر سقاخانه....

رابطه هنر ملی با سقاخانه....

رابطه مدرنیزه و سقاخانه....

در پایان ؛

...

 

چکیده

 

مکتب سقاخانه یک جریان روشنفکری بود که دردهه 1330رشد پیدا میکند و در دهه 1340 به اوج خود در بینال چهارم میرسد ؛ این مکتب با اندیشه تلفیق هنر ایرانی و ساختار اروپایی در پی شورش بر فرهنگ مستقیم غربی بود و در این راه به موفقیت های زیادی نائل نشد.چیزی که سقاخانه ایها بدان توجه نکرده اند این بود که ، سنت باید در فعل زمان و زبان امروز معنا پیدا کند نه در یک ساختار به ظاهر ایرانی و نکته دوم، توجه ای که به مدرنیته داشتند یک نگاه کاملا ساختاری بود و سقاخانه ای ها ندانستند که هر ساختاری که از غرب وارد ایران میشود همراه با فرهنگش تجلی پیدا میکند و مدرنیته یک ساختار صرف نیست.

مقدمه

 

مکتب سقاخانه گرایشی در هنر ایران است که سالهاست حوزه تاثیر گذاری خود را در عرصه هنر ایران به طور جدی حفظ کرده وبه عنوان یکی از شاخصه های تاثیر گذار در هنر معاصر ایران محسوب می شود در این سخنان را کتمان نمی کنم که هنر مکتب سقاخانه نتوانست دستاوردی داشته باشد ولی وقت آن است که اسیب شناسی این مکتب که سایه سنگینی برهنر ایران انداخت بپردازیم این مکتب گذرگاهی بود که باید هنر یک دوره از ایران از آن عبور می کرد ، ولی به نظر می رسد ، هنری که زمانی از پیشروترین مکتب در هنر دهه سی و چهل بوده امروز به عنوان هنر راست مانع فراروی زمانی و زبانی در هنر امروز به شمار میرود باید در ابتدا دید مکتب سقاخانه به دنبال خلق چه جهانبینی بوده ودر این مسیر مرتکب چه اشتباهاتی شده است برای رسیدن به آسیب شناسی این مکتب باید اشاره به دو مسئله ای که دقدقه اصلی این گروه است اشاره کرد.

در ابتدا باید نگاهی به کلمات مهم ناصر اویسی یکی از پیشگامان این مکتب انداخت تا با جهان بینی سقاخانه ای ها نزدیک شد . (( من به عنوان نقاش معاصر همیشه سعی داشته ام که کارهایم شناسنامه ایرانی داشته باشد ))  یا در ادامه (( من از بیست سال پیش فکر می کردم که  نباید جیره خوار فرهنگ غرب باشم ، و نمی خواستم همراه با تکنولوژی غرب که وارد ایران می شود فرهنگ غرب هم وارد شود، عقیده دارم که ما می توانیم از تکنولوی غرب استفاده کنیم ، اما شخصیت هنری خود را حفظ کنیم )) این کلمات اویسی ما را به نکته مهم می رساند و آن هم ایرانیزه کردن آثار و استفاده از تکنولوژی غرب نه فرهنگ غرب حال آنکه اویسی و عمده نقاشان سقاخانه به این مسئله پی نبردند که ذات دین و اسطوره و تمدن باید نشانه هایی پیدا بکند که مطابق با ذات روح دینی و فرهنگی امروز ایران باشد و نکته دوم که هر ساختی که از غرب به عنوان محصول صادر می شود همره با ذات جدایی ناپذیر فرهنگ است من برای اثبات این حرفم با استفاده از تعریفات و دلایل عقلی اثبات خواهم کرد که مکتب سقاخانه نه روح دینی و فرهنگی ایران را درست متوجه شد و نه هنر غربی را درست فهمید.و این اشتباهیست که هنوز گریبان گیر هنر امروز ایران است و رای همین بر خودم این رسالت را دیدم که  موضوع (( آسیب شناسی مکتب سقاخانه )) رابه عنوان تحقیق انتخاب کنم .

تعریف لغوی سقاخانه

فضای کوچک سقاخانه عمدتا در محلات قدیمی برای مسلمانان شیعه مکانی نمادین است . به یاد آورنده حماسه قیام حسینی (ع) سقاخانه هر یک شکل هیئتی خاص دارند که با یکدیگر متفاوت اند اما در همه آنها ععناصر و اشیا پی در پی تکرار می شود در سقاخانه همه چیز به رغم ظاهر ساده و بی پیرایه تکرار می شود در سقاخانه همه چیزبه رغم ظاهر ساده و بیپیرایه آن معانی خاص دارند.پنجره های مشبک آهنی ، شمع های خاموش و روشن ، پارچه های رنگین ، پنجره مسی ، شمایل های گوناگون بار رنگ های درخشان ، گنبد های بزرگ و کوچک بر روی منبع آب ، همه اکنده از معانی سمبلیک اند سقاخانه را عموما در معابر عمومی می ساخته اند و قصد آن در اختیار نهادن آن برای رفع عطش تشنگان بوده است . اما علاوه بر آن ، بر اعتقاد شیعیان ، آب این سقاخانه متبرک شمرده می شد و خطوط نوشته شده بر روی دیوارهای سقاخانه و مخازن آب و خاهای دیگر آن بیتر آیات قرانی  و اشعار و عبارتی در مدح امام حسین و یارانش به خصوص حضرت ابوالفضل بوده است

 



1.دیباج گودزی ، درجتجوی هویت ایرانی ، انتشارات علمی و کاربردی چاپ دوم ، ص 139- 1

 

  نام گذاری مکتب سقاخانه

 

سقاخانه اصطلاحیست که اولین بار توست ( کریم امامی ) مترجم و روزنامه نگار و منتقد ، برای توصیف آثار گروهی از هنرمندان ایرانی که می گویند که پلی میان سنت و نو بنا کردند به کار برده شد (( 1962 1341 ))

در ادامه امامی این مکتب را اینگونه معرفی و اسم گذاری می کند.

(( ظهور خط در نقاشی ، در آغاز دهه40 ، تنی چند از بینندگان را به یاد حال و هوای سقاخانه انداخت و این واژه به کار رفت و به نقاشان  و مجسمه سازانی که در کار خود از فرم های سنتی هنر ایرانی به عنوان مواد خام استفاده می کردند و نه فقط آنها با خط فارسی سرو کار داشتند ، اطلاق شد )) کریم امامی در ادامه اضافه می کند (( در کاتولوک نمایشگاه آثار این مکتب که به چاپ رسید نوشته  (( مکتب ملی )) ، در نقاشی ایران پیش از ظهور سقاخانه یک رویای آسانی بود سقاخانه ای ها نشان دادند که با استفاده از مصالح آشنای و در دسترس خیلی آسانتر می توان به این مکتب رسید ))                                                         

کریم امامی نام سقاخانه را را برای عده ای هنرمندانی که به قصد تلفیق سنت و مدرنیته بودند شایسته دانست ، خودش دلیل این نامگذاری را اینگونه تعریف می کند.

(( ولی در هر حال این نام به کار رفت ، کدام نام است که در آغاز ، جامع و کامل باشد و همه را راضی کند . هر نام  در ابتدا وسیله ای است برای یاد کردن و مشخص کردن و ممتاز ساختن شخص یا چیزی از اشخاص و چیزهای دیگر ، در پایان می شود دربرگیرنده همه صفات نیک یا بد صاحب نام)) 2



1.( دایره المعارف، پاکباز رویین ، چاپ 6 ، انتشارات فرهنگ معاصر، ص 307 )                                            

2.( آغداشلو آیدین ، ازخوشی و حسرت ها ، انتشارات فرهنگ معاصر ، چاپ اول ، تهران ، 1371 ، ص 355 )

نحوه شکل گیری مکتب سقاخانه

 

درباره چگونگی شکل گیری این مکتب و آغاز کننده این مکتب اختلاف  زیاد است و دقیق شدن بر این سوال و تحقیق و پژوهش آن بحثی  جدا را می طلبد چون که هر یک از هنرمندان برجسته این مکتب شروع آن را از خود می دانند. ولی چیزی که مهم است این دقدقه  ایرانیزه کردن و ضدیت با فرهنگ غربی و بازگشت به سنت ایرانی با مصالح امروزی ، تفکرات هنر دهه 30 و 40 را شامل می شود و چون پرداخت به این صورت بحث وقتی دیگر را می طلبد من از اسنادی محتمل تر که تاکید بیشتری بر صحت آن شده است برای پیشبرد مقاله ام که در مورد آسیب شناسی  مکتب سقاخانه  می باشد ، استفاده می برم.

پرویز تناولی نحوه شکل گیری این مکتب را این گونه بیان می کند...

(( روزی حدود سال چهل ، من و زنده رودی به حضرت شاه عبدالعظیم رفتیم ، و آنجا توجه مان به تعدادی تصویر چاپی مذهبی که برای فروش عرضه شده بود جلب شد در آن وقت ما هر دو در جستجوی انواع از مواد و مصالح ایرانی بودیم که بتوانیم از آنها در کار خود بهره ببریم و از آن تصویر خریدیم و به خانه بردیم از سادگی فرم آنها و تکرار نقش ها در آنها خوشمان آمد اولین طرح های زنده رودی که با الهام از آنها کشید در واقع اولین کارهای سقاخانه ای هستند .)) 1

کریم امامی در مورد حسین زنده رودی از آغازگران حرکت سقاخانه ای چنین نوشت ...

 (( یکی از کارهای اولیه او در همان اوان در خانه دوستی دیدم طرح ساده جسم بی سرو دست شهیدی بود از شهدای کربلا که روی آن را با اعداد و کلمات با قلم ریز و طلسم وار پر کرده بود و هر چه خواسته بود نوشته بود گاه جدی و گاه شوخی از












وی کار دیگری هم در سالهای بعد در خانه دوست دیگری دیدم که به آغاز راه سقاخانه مربوط می شود یک حکاکی بزرگ که رویداد صحرای کربلا را به سبک قهوه خانه ای قدم به قدم دنبال می کردند)) 1

معرفی هنرمندان مکتب سقاخانه

 

  زنده رودی ، که از بانیان اصلی بود ، کم کم از نخستین (  سیاه مشق ) های خود فاصله گرفت . ترکیب عناصر و فضای کلی آثار زنده رودی بیننده را به یاد حرم و حسینیه و تکیه ها می اندازد . وی در آغاز نقش هایی می ساخت که خاطره وقایع کربلا را به یاد بیننده می آورد . سپس به خوشنویسی یا ، به قول آغداشلو ، به بازی با خطاطی ایرانی پرداخت . ناگفته نماند که در گفتگو از این شیوه نقادی ، نباید نقش و سهم دانشکده هنرهای تزیینی را در فراهم آوردن زمینه هایی برای آشنایی این نقاشان با گنجینه عظیم هنر های تزیینی قدیم ایران از یاد برد.

آثار زنده رودی رفته رفته شکل مستقلی به خود گرفت او با شیفتگی و علاقه بسیار زیاد به سیاه مشق های گذشته باز گشت . حروف و کلمات را به عنوان عناصر اصلی آثار خود برگزید؛ و دست به خلق ترکیباتی با حروف الفبای فارسی زد و آثار هنری بسیاری آفرید .

از دیگر نقاشان گروه سقاخانه فرامرز پیل آرام که تقریبا همزمان و همراه زنده رودی به نقاشی پرداخت وی نیزعنصر خط و تصویر درهای خانه های قدیمی ایران را به کار گرفت . به یکی از همین آثار او که در بی ینال سوم تهران ( 1349) جایزه تعلق گرفت.



1.(آغداشلو آیدین ، از خوشی ها و حسرت ها  ، انتشارات فرهنگ معاصر چاپ اول ، تهران 1371، ص 356 )

از دیگر افراد تاثیر گذار در سقاخانه پرویز تناولی است . او بیشتر به عنوان مجسمه ساز شناخته شده اما در شکل گیری گروه نقاشان سقاخانه نقش او حائز اهمیت است . تناولی از عناصر مذهبی مختلف ، در ترسیم سه بعدی آنها بهره جست . در آثار او فلز کاری کهن ایران و تم داستان های عاشقانه ای چون ( شیرین و فرهاد ) ، استفاده شده و شیوه ای به اصطلاح مدرنم پدید گردانیده است .

صادق تبریزی ، یکی دیگر از اعضای گروه سقاخانه ، به نقاشی و سفالگری همزمان روی آورد . تکنیک کلاژ و رنگهای زنده و فیگورهای مینیاتوری با فضاهای شاد ، در تابلو های او در هم می آمیزد .

از دیگر نقاشان مکتب سقاخانه منصور قند ریز است ترکیب نقش های کوچک قدیمی و بازسازی ترکبات کهن ، فضای حاکم بر کار اوست مهارت او در استفاده از موتیف های کوچک سنتی و آفریدن رکیبات جدید در خورتوجه است.

از دیگر نقاشان سقاخانه ای مسعود عربشاهی است که از خط و عناصر تصویری مذهبی بسیار کم استفاده کرده است نقطه مشترک و همراهی این نقاش با گروه سقاخانه و تاثیرپذیری و تجربیات وی در زمینه نقش های تزیینی قدیمی ایرانی است . عربشاهی نیز از فارغ التحصیلان دانشکده هنر های تزیینی است . آثار وی از طریق ترکیب نقش های تزیینی کهن و امروزین حاصل آمده اند کسانی ژازه طباطبایی و ناصر اویسی را نیز در گروه سقاخانه جای می دهند . شاید دلیل آن مطالعات این دو هنرمند در هنرهای عامیانه و تزینی ایران باشد . اگر چه خود آنها انتساب خویش را به نقاشان سقاخانه ای چندان خوش ندارند .

 جهان بینی مکتب سقاخانه

 

آنچه که ما بدان تاکید کنیم مربوط به جان بینی این مکتب است که من در پی آسیب ها و تناقضات آن هستم.آنچه که مقدمه و تعریفات بر می آید ، تاکید مکتب سقاخانه بر روی دو امر می باشد اول ساخت اثر نقاشی یا مجسمه است که مکتب سقاخانه بر آن است تا از زبان و مصالح امروزی به بیان آن بپردازد و دومین مسئله مطرح شده ایرانیزه کردن آن ساختار است و دینی یا مذهبی و نگاه باستانی و اسطوره ای به نشانه های ایرانی رجوع می کند. من اول برای ورود به نقدم اول به جهان بینی سقاخانه ای نزدیک می شوم تا بعد آسیب های آن را نام ببرم.

گودرزی دیباج در کتاب در جستجوی هویت ایرانی جهان نقاشان سقاخانه ای را اینگونه شرح می دهد؛

نقاشان سقاخانه ای در ابتدا در تحقیق و جستجو در نقش و موتیف های عامیانه پرداخت آنان در این کار دقتی داشتند و از عناصر قدیمی مانند نقش مایه های دوره قاجار و اسب سواران و پیکره زنان دوره ناصری گرفته تا خط کتیبه و جام چهل کلیدنقش های گلیم و پنجه پنج تن و گنبد و حتی موتیف های بسیار قدیمی مانند نقش برجسته های دوره آشور و کتیبه های هخامنشی نیز ، از چشم آنها دور نماند در ظاهر هدف نقاشان سقاانه ای ایجاد پل ارتباطی میان هنر های سنتی و محلی و بومی و هنر مدرن جهانی بات استفاده از عناصر هنر مردی و مذهبی بود و برای این کار گنجینه ای غنی که در اختیار داشتند. در واقع گرایش آنان هم بر عناصر مذهبی و مردمی وهم در مدرنیته کردن آن از سویی نشان تاثیر پذیرفتن غیر مسقیم از اندیشه های انتقادی اندیشمندان ایرانی نسبت به فرهنگ غرب بود ، از سویی دیگر بسا حکایت از تردید هنرمند ایرانی در کارایی هنر سنتی و ملی خود ، در عصری که بنای ارزشهای فرهنگی - هنری فرو می ریخت و همسویی با هنر معاصر جهانی با شعار حفظ هویت ملی و سنتی داشت . به هر حال این شیوه کار آسانترین و دست یافته ترین ارتباط گیری با هنر ملی و مذهب بود که ریشه در تاریخ کهن داشت ؛ اجرا و تنوع اشکال ، می توانست برای بسیاری هنرمندان خصوصا اعضا گروه نقاشان سقاخانه ، منشاء آفرینش ترکیب های متعدد و زمینه ساز فضاهایی ساده و صمیمی و در عین حال مدرن بر پهنه بوم باشد.

بدین ترتیب نقاشان سقاخانه می خواستند تا با به کار گرفتن هنر عامیانه و مذهبی به سرچشمه ای دست یابند که امکان ترکیب نو و آفرینش از نظر فرم و رنگ و بافت در هنرهای تجسمی را به هنرمند می دهد 1

و در جای دیگر دکتر کامران افشار مهاجر در (( هنرمند ایرانی و مدرنیسم )) جهان هنرمنان سقاخانه را این گونه شرح می دهد؛

ان هنرمندان از سبک نقاشی قهوه خانه ای پیروی نکرده اند بلکه از رمز و نماد و جنبه های نمادین مربوط به واقعه کربلا و مراسم مذهبی آن بهره گرفتند و می خواستند با استفاده از هنر عامیانه مردمی و مذهبی ، ربطی میان هنر مدرن جهان و هنرهای سنتی و محلی برقرار کنند . نقاشان مکتب سقاخانه ، می خواستند در راه انطباق زیباشناسی آبستره غربی و سنت هنرهای کاربردی ایرانی اسلامی ، راهی به سوی هنر بومی باز کنند.2

و روئین پاکبار در کتاب از دیرباز تا امروز ( نقاشی ایرانی ) سقاخانه ای ها را چنین معرفی می کند ،

کوششهای ضیاپور و اویسی و شماری از نوپردازان دهه 1330 ، در همین راستا بود که نتایجی هر چند محدود به بار آورد در ادامه این جریان هرمندان جوان تری که مکتب سقاخانه نام گرفتند به میدان آمدند. اینان راه رسیدن به هنری با هویت نه در انتخاب موضوعات مالوف و یا استفاده از نگارگری قدیم ،



 

1.(دیباج گودزی ، درجتجوی هویت ایرانی ، انتشارات علمی و کاربردی چاپ دوم ص 140 )

2.( کامران افشار مهاجر ،  هنرمند ایرانی و مدرنیسم ، چاپ اول 1384 )

بلکه در بهره گیری از گنجینه های هنر های تزیینی و عامیانه و نیز خوشنویسی  فارسی دانستند . زنده رودی نخستین کسی بود که در این راه گام نهاد و سپس چند نفر از هنرجویان هنرهای تزیینی به او پیوستند تاکید داوران بی ینال چهارم ( 1343 ه-ش ) به حرکت این گروه قوت بخشید . جریان نقاشی خط هم که تا امروز ادامه دارد ، در همین اوان آغاز شد نقاشان و مجسمه سازان مکتب سقاخانه که آنان را هنرمندان سنتگرای نو نیز می خوانند بیش از کسان دیگر در جهت دستیابی به یک هدف قدیمی پیش رفتند یعنی ایجاد یک مکتب هنر ملی که کارهای پدید آمده در لوای آن در عین حال هم << امروزی >> و هم << ایرانی >> بود.

هنر دوستان و داوران بی ینال ها و نمایشگاه بزرگ چه در داخل و چه در خارج از ایران واکنش های مثبتی به آن نشان می دادند نقش های سنتی را می شود تک تک یا با هم به شکل های گوناگونی مورد استفاده قرار داد تا سطوحی را که از نظر بصری موزون بود پدید آورند یا جلوه های خاص با تکیه بر جنس مصالح مورد استفاده ایجاد کرد و یا حتی پیامی طنز آمیز را در دل اثر ارائه شده جای داد انعطافی که هنگام استفاده از این نقش ها و طرح ها در اختیار هنرمند بود و آزادی او در انتخاب رنگ و رنگ های دلخواه ، کلید موفقیت سقاخانه به شمار می رفت. البته نقاشی ها و پیکره به وجود آمده در لوای این مکتب پیوندهایی روشن و مستقیم با میراث فرهنگی کشور داشتند هنرمندان سقاخانه را در واقع می شد نوادگان استادان صنعتگر پیشین دانست ، تذهیب کاران و زرکوبها و قلمزنها و خوشنویسانی که هزارو یک شئی کاربردی را به کمک نقش و نگاره های ظریف در هم پیچیده و یا کتیبه هایی از خط خوش زیباتر می کردند.1



 

1.( دایره المعارف، پاکباز رویین ، چاپ 6 ، انتشارات فرهنگ معاصر، ص  308       
+ نوشته شده در  90/01/08ساعت 12:20  توسط حميد اسدزاده  |